مجموعه مقالات،پرسش و پاسخ در باره شب قدر(اختلاف در افق و آغاز ماه ها? قمر?- مقدرات )
اگر شب قدر يک شب است، پس چگونه در کشورها به حسب اختلاف افق مختلف مي شود؟
چرا شب قدر، شب قدر نام?ده شده است؟
شب قدر كدام شب است؟
آيا شب قدر در امتهاى پيشين نيز بوده است؟
چگونه شب قدر برتر از هزار ماه است؟
آيا شب قدر در مناطق مختلف، يكى است؟
شب قدر چ?ست؟
اهم?ت شب قدر به چ?ست؟
شب قدر کدام شب از ?ک از شبها? ماه مبارک رمضان است؟
چرا شب قدر مشخص نشده است؟
حوادث منقول در مورد شب قدر طبق چه افق? اتفاق م? افتد؟
با توجه به اينكه هر سال در ثبوت اول ماه رمضان، دچار اختلاف مىشويم، تكليف شب قدر چه مىشود؟
در حالي كه شب قدر در يك شب واقع شده چطور در ايران مثلا با كشور ديگر فرق مي كند؟
آ?ا شب قدر برا? همه ?ک شب است ?ا هر کس شب قدر خود را دارد ؟
آ?ا مبارک بودن شب قدر امر? مستقل از شخص و حالات شخص است ?ا ا?ن که بستگ? به آن دارد ؟
مگر در شب قدر سرنوشت يك سال انسان رقم نمي خورد پس چرا برخلاف آنچه ما از خدا مي خواهيم اتفاق مي افتد ؟
منافات داشتن شب قدر با اختلاف افق
پرسش:
اگر شب قدر يک شب است، پس چگونه در کشورها به حسب اختلاف افق مختلف مي شود؟
پاسخ:
از ظاهر آيات قرآن کريم و روايات اهل بيت(ع) به خوبي استفاده مي شود که شب قدر يک شب است؛ زيرا کلمه «ليله» در عربي بر وحدت و يکي بودن دلالت دارد. «ليله القدر»؛ يعني شبي که قدر است. افزون بر آن، از چندين روايت استفاده مي شود که شب قدر يکي است؛ زراره در روايتي مي گويد:
از امام باقر(ع) در مورد ليله القدر سؤال کردم؛. امام فرمود: شب بيست و يکم و يا شب بيست و سوم است؛. گفتم: مگر يک شب نيست؟ امام فرمود: بله گفتم: پس مرا از آن آگاه کن؛ فرمود: چه عيبي دارد که دو شب کار نيک انجام بدهي.[1]
در اخبار و روايات، براي شب قدر اهميت و آثار فراوان ذکر شده و احياي آن، با عبادت هزار ماه، يعني مساوي با هشتاد و سه سال و چند ماه شمرده شده است. اين امر مؤمنان را ترغيب مي کند که اين شب بزرگ را درک و آن را احيا کنند. با قطع نظر از اين که کدام يک از شب هاي سه گانه نوزدهم و بيست و يکم و بيست و سوم ماه رمضان شب قدر است، از دو جهت ديگر نيز شب قدر از مورد سؤال قرار مي گيرد: اول اين که، شب و روز مناطق مختلف تفاوت دارد، پس شب کدام منطقه ليله القدر است؟ دوم اين که، گذشته از اين تفاوت، چه بسا به جهت اختلاف افق، شب قدر دو منطقه در دو شب خواهد بود؛ به عنوان مثال، اگر ابتداي رمضان در منطقه اي شرقي مانند ايران روز شنبه باشد و ابتداي رمضان در منطقه اي غربي مانند عربستان و يا کشورهاي آفريقايي و اروپايي روز يکشنبه، به طور طبيعي، شب قدر در ايران يک روز زودتر از مناطق غربي خواهد بود. حال اين پرسش پديد مي آيد که کدام يک از اين دو شب، ليله القدر است؟
از ظاهر روايات استفاده مي شود که براي هر منطقه اي از جهان، شب هاي بيست و يکم و يا بيست و سوم رمضان، مطابق با افق آن منطقه، شب قدر براي آن منطقه است و تعدد ناشي از اختلاف زمان طلوع و غروب خورشيد در مناطق مختلف و نيز تعدد ناشي از اختلاف افق، منافات با وحدت ليله القدر ندارد چرا؟
آيت الله مکارم شيرازي وجه و چرايي مسئله را اين گونه تحليل مي کنند: شب عبارت است از سايه نيم کره زمين که بر نيم کره ديگر مي افتد و اين سايه، همراه گردش زمين در حرکت است و يک دوره کامل آن بيست و چهار ساعت انجام مي شود. بنابراين، ممکن است شب قدر، يک دور کامل حرکت وضعي زمين به خودش باشد؛ يعني مدت بيست و چهار ساعت تاريکي که تمام نقاط زمين را زير پوشش قرار مي دهد شب قدر است که آغاز آن از يک نقطه شروع مي شود و در نقطه ديگر پايان مي يابد.[2]
برخي از روايات اين نظر را تأييد مي کنند؛ روايتي از طريق اهل بيت(ع) وارد شده است که در آن، روزهاي شب قدر از نظر فضيلت، به سان شب هاي قدر شمرده شده است.[3] اين روايت مي تواند اشاره به اين معنا باشد که ليله القدر، همان حرکت وضعي بيست چهار ساعته زمين به دور خودش است. بنابراين روز را نيز شامل مي شود و روز آن نيز فضيلت شب را دارد. اين پاسخ ناظر به جايي است كه اختلاف مناطق در ليله القدر از اختلاف در طلوع و غروب خورشيد نشأت گرفته باشد. اما اگر اختلاف مناطق در شب قدر، ناشي از اختلاف افق باشد كه باعث تعدد ليله القدر در مناطق مختلف مي شود. اين پاسخ، ناظر به آن نيست و نمي تواند وحدت ليله القدر را با تعدد آن سازگاري دهد.
وجه ديگري نيز مي توان براي اين مسئله ذكر كرد؛ راز عدم منافات يكي بودن شب قدر را با تعدد آن به حسب مكان هاي مختلف، در مبناي فلسفي اين سخن بايد جست و جو كرد. قبل از بيان اين تحليل، لازم است مقدمهاي را ياد آور شويم.
جهان آفرينش از ديدگاه حكماي مسلمان- كه نشأت گرفته از مباني ديني نيز هست- مشتمل بر سه عالم است: عالم عقل، عالم مثال و عالم طبيعت.
1. عالم طبيعت: عالم طبيعت، جهاني است كه ما در آن زندگي مي كنيم و درختان، كوهها، نهرها، انسان ها، جمادات، حيوانات، نباتات و ديگر محسوسات را با چشمان خود مشاهده ميکنيم. از ويژگي هاي اين جهان، تغيير و تحول پذيري است. مثلاً دانهاي به تدريج تبديل به گياه مي شود، جماد و خاك تبديل به نبات مي شود و نبات تبديل موجودات زنده مي شود. از خصوصيات ديگر موجودات اين عالم، داشتن كميّت و مقدار معيّن رياضي و داشتن زمان و مكان است. اشياء اين جهان، به معناي فلسفي كلمه انواع متعددي دارد و هر نوعي، داراي افراد متعدد است؛ مثلاً انسان يك نوع است، اما افراد متعدد دارد.
2. عالم عقل: عالم عقل، جهان برتر از عالم طبيعت است و موجودات آن، مجرد از مادّه و خصايص جهان طبيعتند؛ يعني موجودات آن ثابت، تغيير ناپذير، بدون كميّت و مقدار رياضي و بدون زمان و مكانند. در آن جهان انواع متعدد وجود دارد و هر نوعي داراي فرد واحد است، نه افراد متعدد و آن فرد، تمام كمالات وجودي ممكن به خود را دارد. كلمه عقل در اين جا اشاره به عقل انساني نيست، بلكه به موجودات فراطبيعي اشاره دارد و نبايد آن دو را يكي شمرد.
3. عالم مثال: عالم مثال، جهان برزخ و فاصل ميان عالم طبيعت و عقل است و از جهاتي شبيه عالم عقل و از جهاتي شبيه عالم طبيعت است. موجودات آن ثابت، تغيير ناپذير و بدون ماده و بدون زمان و مكانند. از اين جهت، اين عالم مشابه عالم عقل است. از جهتي نيز داراي كميت و مقدار خاص است و هر نوعي از آن، مي تواند داراي افراد متعدد باشد. از اين جهت نيز مثل موجودات عالم طبيعت است. اما به هر حال، كفه تجرد آن، به جهت نداشتن ماده، سنگين تر است و از اين رو جزو عالم مجردات محسوب مي شود.
ميان اين سه جهان آفرينش، رابطه ترتب علّي و معلولي وجود دارد. عالم عقل به عنوان عالم برتر، علت عالم مثال است. عالم مثال، فروتر از عالم عقل و برتر از عالم طبيعت، علت عالم طبيعت است. فيض الهي، از مجراي عالم برتر به عالم فروتر جريان مييابد. از نظر وجودي، يعني شدت و ضعف وجودي نيز اين عوالم متفاوتند. عالم طبيعت نسبت به عالم مثال و نيز موجودات مثال نسبت به موجودات عقل، به سان سايه نسبت به صاحب سايهاند. هر عالم مادون، پرتو و جلوهاي از عالم اعلي و برتر است.
هر موجودي از موجودات جهان طبيعت، با حفظ خصوصيات متناسب با جهان هاي برتر، داراي وجود مثالي در عالم مثال و نيز داراي وجود عقلي در عالم عقل است؛ زيرا عالم مثال و عالم عقل، در مرتبه علت و فراتر از عالم طبيعت قرار دارد. از آن جايي كه هيچ معلولي بدون علت پديد نمي آيد، محال است معلول، كه موجود عالم طبيعي است، موجود باشد، اما علت وجود نداشته باشد.
البته عله العلل و علت اصلي، ذات حق-جل شأنه- است و عالم مثال و عقل، وسايط فيض الهي اند كه فيض وجود از طريق آن به عالم طبيعت مي رسد.[4] صدر المتألهين مي گويد: هر نوعي از انواع جسماني، فردي در عالم عقل دارد كه آن افراد عقلي سبب افراد جسماني اند و توجه و عنايت به افراد طبيعي دارند. سپس ادامه مي دهد كه مذهب افلاطون و حكماي متقدم بر ايشان در مورد مُثُل عقلي و طبايع نوعي جسماني در نهايت استحكام و متانت است و هيچ يك از اشكالات متأخران وارد نيست. ما نظريه اين فيلسوف بزرگ و بزرگان ديگر حكمت را به گونه اي تحقيق كردهايم كه هيچ يك از اشكالات و ايرادات متأخران وارد نباشد و منشأ اين اشكالات راه نيافتن اشكال كنندگان به مقام آنان و اطلاع نيافتن از مقاصد آنان است.[5]
زمان نيز موجودي از موجودات عالم طبيعت و داراي همين مراتب سه گانه وجودي است: وجودي در عالم عقل دارد كه ثابت، بسيط و تعدد ن پذير است كه از آن به نام دهر اعلي ياد مي شود. هم چنين وجودي در عالم مثال دارد كه ظرف موجودات مثالي است. اين وجود، هر چند وحدت و بساطت وجود عقلي را ندارد، اما از وحدت و بساطت بدون بهره نيست و از آن به نام دهر اسفل ياد مي شود. وجود طبيعي آن نيز در اين جهان است كه از آن به نام سال ماه و روز ياد مي شود. اين وجود، تقدم، تأخر و تعدد دارد و انقسام پذير است.
با توجه به اين بيان، مي توان گفت شب قدر نيز جزو زمان هاست و داراي وجود عقلي، وجود مثالي و وجود طبيعي است. شب قدر در عالم عقل و مثال واحد است، اما در جهان مادّه و طبيعت متعدد مي شود، چون وجود مادي و طبيعي هر حقيقتي متعدد است. تعدد و كثرت، از لوازم و عوارض موجود بودن در عالم ماده است. بنابراين شب قدر در اين عالم، همان گونه كه به اعتبار سال تعدد مي پذيرد، به حسب اختلاف زمان طلوع و غروب خورشيد و به حسب اختلاف افق نيز تعدد مي يابد؛ ممكن است شب قدر در ايران شب جمعه و شب قدر در عربستان شب پنج شنبه باشد که هر دو شب ليله القدر محسوب مي شود و هر كدام جلوه مطهري از وجود عقلي و مثالي شب قدر عالم ملكوت است. شب قدر، هر چند به حسب افق ها مختلف و از جهت زماني متعدد است، ولي چون هر كدام جلوه و مظهري از ليله القدر عالم ملكوت( عالم عقل و عالم مثال) است و با وجود عقلي و مثالي خود ارتباط و اتصال دارد، هر يك از آثار و خواص ليله القدر را كه در روايات ذكر شده، خواهد داشت. البته اين معنا اختصاص به شب قدر ندارد، بلكه همه حقايق امكاني، اين چنينند كه وجود عقلي آنها واحد، اما وجود طبيعي آنها متعدد است. اين تحليلي است كه بزرگاني چون آيه الله رفيعي قزويني و آيه الله حسن زاده آملي به آن اشاره كردهاند.[6]
منبع براي مطالعه بيشتر:
1. آيه الله مكارم شيرازي، تفسير نمونه، جلد27، تفسير سوره، قدر.
2. آيه الله سيد ابوالحسن رفيعي قزويني، غوصي در بحر معرفت، تهران، انتشارات اسلام، اول، 1376.
3. آيه الله حسن حسن زاده آملي، انسان در قرآن، قم، انتشارات قيام، اول، 1375.
__________________________
[1]. محمد بن حسن شيخ طوسي، تهذيب الاحکام، ج3، ص 85، (با استفاده از برنامه جامع الاحاديث نور).
[2]. آيت الله ناصر مکارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، ج 27، ص 192.
[3]. محمد بن حسن شيخ طوسي، تهذيب الاحکام، ج4،ص331. (با استفاده از برنامه نرم افزاري جامع الاحاديث نور)، مفاتيح الجنان، آخر اعمال شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان.
[4]. علامه محمدحسين طباطبايي، نهايه الحكمه، با تصحيح عباس علي زارعي، 1424ق، ص 380-389؛ محمد صدر المتألهين، الحكمه المتعاليه، 1419ق، ج7، ص 257؛ هادي سبزواري، شرح منظومه، با تعليق آيت الله حسن زاده آملي، دوم، 1380ق، ج3، ص 696، آيه الله محمد تقي مصباح يزدي، تعليقه علي نهايه الحكمه، 1405ق، ص 475-490؛ همان آموزش فلسفه، 1366ش ص؛ همان درس هاي41، ج2، ص 122-126 و ص 162-166.
[5].صدر المتألهين، الحكمه المتعاليه، ج1، ص 307.
[6]. آيت الله سيد ابوالحسن رفيعي قزويني، غوصي در بحر معرفت، تهران، ص 133-137؛ آيت الله حسن زاده آملي،انسان در قرآن، اول، 1375، ص226.
سؤالات? راجع به شب قدر
مشاهده در قالب PDF
چاپ
فرستادن به ا?م?ل
پرسش و پاسخ - تفسير و علوم قرآن?
پنجشنبه, 11 شهر?ور 1389 ساعت 01:41
چرا شب قدر، شب قدر نام?ده شده است؟
پاسخ: در پاسخ اين سؤال، كه چرا اين شب، شب قدر ناميده شده؟ سخن بسيار گفتهاند، از جمله اينكه:
1- شب قدر به اين جهت " قدر" ناميده شده كه جميع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعيين مىشود، شاهد اين معنى سوره دخان است كه مىفرمايد: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ»: ما اين كتاب مبين را در شبى پر بركت نازل كرديم، و ما همواره انذار كننده بودهايم، در آن شب كه هر امرى بر طبق حكمت خداوند تنظيم و تعيين مىگردد. (دخان- 3 و 4).
اين بيان هماهنگ با روايات متعددى است كه مىگويد: در آن شب، مقدرات يك سال انسانها تعيين مىگردد، و ارزاق و سرآمد عمرها، و امور ديگر، در آن ليله مباركه تفريق و تبيين مىشود. البته اين امر هيچگونه تضادى با آزادى اراده انسان و مساله اختيار ندارد، چرا كه تقدير الهى به وسيله فرشتگان بر طبق شايستگيها و لياقتهاى افراد، و ميزان ايمان و تقوى و پاكى نيت و اعمال آنها است. يعنى براى هر كس آن مقدر مىكنند كه لايق آن است، يا به تعبير ديگر زمينههايش از ناحيه خود او فراهم شده، و اين نه تنها منافاتى با اختيار ندارد بلكه تاكيدى بر آن است.
2- بعضى نيز گفتهاند آن شب را از اين جهت شب قدر ناميدهاند كه داراى قدر و شرافت عظيمى است (نظير آنچه در آيه 74 سوره حج آمده است: «ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ" آنها قدر خداوند را نشناختند».
3- گاه نيز گفتهاند به خاطر آن است كه قرآن با تمام قدر و منزلتش بر رسول والا قدر، و به وسيله فرشته صاحب قدر نازل گرديد.
4- يا اينكه شبى است كه مقدر شده قرآن در آن نازل گردد.
5- يا اينكه كسى كه آن شب را احيا بدارد صاحب قدر و مقام و منزلت مىشود.
6- يا اينكه در آن شب، آن قدر فرشتگان نازل مىشوند كه عرصه زمين بر آنها تنگ مىشود، چون تقدير به معنى- تنگ گرفتن نيز آمده است مانند وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ (طلاق- 7).
جمع ميان تمام اين تفسيرها در مفهوم گسترده" ليلة القدر" كاملا ممكن است هر چند تفسير اول از همه مناسبتر و معروفتر است.
شب قدر كدام شب است؟
پاسخ: در اينكه" ليلة القدر" در ماه رمضان است ترديدى نيست، چرا كه جمع ميان آيات قرآن همين معنى را اقتضا مىكند، از يك سو مىگويد: قرآن در ماه رمضان نازل شده (بقره- 185) و از سوى ديگر مىفرمايد: در شب قدر نازل گرديده (آيات مورد بحث). ولى در اينكه كدام شب از شبهاى ماه رمضان است؟ گفتگو بسيار است، و در اين زمينه تفسيرهاى زيادى شده، از جمله شب اول، شب هفدهم، شب نوزدهم، شب بيست و يكم، شب بيست و سوم، شب بيست و هفتم، و شب بيست و نهم.
ولى مشهور و معروف در روايات اين است كه در دهه آخر ماه رمضان و شب بيست و يكم يا بيست و سوم است، لذا در روايتى مىخوانيم كه در دهه آخر ماه مبارك پيغمبر اكرم «صل? الله عل?ه وآله» تمام شبها را احيا مىداشت و مشغول عبادت بود. و در روايتى از امام صادق عل?ه السلام آمده است كه: «شب قدر شب بيست و يكم يا بيست و سوم است»؛ حتى هنگامى كه راوى اصرار كرد كداميك از اين دو شب است و گفت: اگر من نتوانم هر دو شب را عبادت كنم كداميك را انتخاب نمايم؟! امام عل?ه السلام تعيين نفرمود، و افزود: «ما ايسر ليلتين فيما تطلب؛ چه آسان است دو شب براى آنچه مىخواهى».[1]
ولى در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت «عل?هم السلام» رسيده است بيشتر روى شب بيست و سوم تكيه شده، در حالى كه روايات اهل سنت بيشتر روى« شب بيست و هفتم» دور مىزند. در روايتى از امام صادق عل?ه السلام نيز نقل شده كه فرمود: «التقدير فى ليلة القدر تسعة عشر، و الإبرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين»؛[2] تقدير مقدرات در شب نوزدهم، و تحكيم آن در شب بيست و يكم، و امضاء در شب بيست و سوم است » و به اين ترتيب بين روايات جمع مىشود.
چرا شب قدر مخفى است؟
پاسخ: بسيارى معتقدند مخفى بودن شب قدر در ميان شبهاى سال، يا در ميان شبها? ماه مبارك رمضان براى اين است كه مردم به همه اين شبها اهميت دهند، همانگونه كه خداوند رضاى خود را در ميان انواع طاعات پنهان كرده تا مردم به همه طاعات روى آورند، و غضبش را در ميان معاصى پنهان كرده تا از همه بپرهيزند، دوستانش را در ميان مردم مخفى كرده تا همه را احترام كنند، اجابت را در ميان دعاها پنهان كرده تا به همه دعاها رو آورند، اسم اعظم را در ميان اسمائش مخفى ساخته تا همه را بزرگ دارند، و وقت مرگ را مخفى ساخته تا در همه حال آماده باشند. و اين فلسفه مناسبى به نظر مىرسد.
آيا شب قدر در امتهاى پيشين نيز بوده است؟
پاسخ: ظاهر آيات اين سوره نشان مىدهد كه شب قدر مخصوص زمان نزول قرآن و عصر پيامبر اسلام «صل? الله عل?ه وآله» نبوده، بلكه همه سال تا پايان جهان تكرار مىشود. تعبير به فعل مضارع (تنزل) كه دلالت بر استمرار دارد، و همچنين تعبير به جمله اسميه «سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» كه نشانه دوام است نيز گواه بر اين معنى است. مضافا روايات بسيارى كه شايد در حد تواتر باشد نيز اين معنى را تاييد مىكند.
ولى آيا ا?ن شب در امتهاى پيشين نيز بوده است يا نه. صريح روايات متعددى اين است كه اين از مواهب الهى بر اين امت مىباشد، چنان كه در حديثى از پيغمبر اكرم ص آمده است كه فرمود: «ان اللَّه وهب لامتى ليلة القدر لم يعطها من كان قبلهم»: خداوند به امت من شب قدر را بخشيده و احدى از امتهاى پيشين از اين موهبت برخوردار نبودند».[3]
چگونه شب قدر برتر از هزار ماه است؟
پاسخ: ظاهر اين است كه بهتر بودن اين شب از هزار ماه، به خاطر ارزش عبادت و احياى آن شب است، و روايات فضيلت ليلة القدر و فضيلت عبادت آن كه در كتب شيعه و اهل سنت فراوان است اين معنى را كاملا تائيد مىكند. علاوه بر اين، نزول قرآن در اين شب، و نزول بركات و رحمت الهى در آن، سبب مىشود كه از هزار ماه برتر و بالاتر باشد. در حديثى از" امام صادق «عل?ه السلام» آمده است كه به «على بن ابى حمزه ثمالى» فرمود: «فضيلت شب قدر را در شب بيست و يكم و بيست و سوم بطلب، و در هر كدام از اين دو يكصد ركعت نماز بجاى آور، و اگر بتوانى هر دو شب را تا طلوع صبح احيا بدار و در آن شب غسل كن». «ابو حمزه» مىگويد: عرض كردم: «اگر نتوانم ايستاده اين همه نماز بخوانم چه کنم؟ حضرت فرمودند: نشسته بخوان، عرض كردم: اگر نتوانستم؟ فرمود: در بستر بخوان، و مانعى ندارد در آغاز شب خواب مختصرى بكنى و بعد مشغول عبادت شوى، درهاى آسمان در ماه رمضان گشوده است، و شياطين در غل و زنجيرند، و اعمال مؤمنين مقبول است و چه ماه خوبى است ماه رمضان».[4]
آيا شب قدر در مناطق مختلف، يكى است؟
پاسخ: مسلم است كه شب قدر اختصاص به زمان رسول خداصلى الله عليه وآله و محيط حجاز نداشته و در همه زمانها و مكانها، شب قدر با همه عظمت و اهميتش وجود دارد. البته اين بدان معنا نيست كه شب قدر براى همه ساكنان كره زمين، شب واحد و مشتركى باشد و در ساعت معينى در سراسر كره زمين آغاز و در ساعت معينى هم پايان بپذيرد، زيرا زمين كروى است و هميشه يك نيم كره آن در تاريكى و نيم كره ديگر آن در روشنايى قرار دارد. بنابراين، دو نظر وجود دارد:
1. اين كه گفته مىشود شب قدر در سراسر سال يك شب است منظور اين است كه براى اهالى هر نقطهاى بر حسب سال قمرى خودشان تنها يك شب قدر وجود دارد. به عبارت ديگر اهالى هر منطقهاى سال قمرى خود را بر حسب افق خاص آن نقطه، از اول ماه محرم آغاز مىكنند و پس از گذشتن چند ماه قمرى، ماه رمضان همان نقطه برحسب افق خاص آغاز مىشود كه در آن يك شب قدر وجود دارد. اين كه اهالى هر نقطهاى ايام و اوقات خود را بايد با افق خاص آن نقطه تعيين كنند اختصاص به شب قدر ندارد مثل روزهاى عيد فطر و عيد قربان كه هركدام از اين اعياد هم در طول سال بيش از يك روز نيست و در كشورهاى مختلف اسلامى آنها را با توجه به تفاوت افقى كه دارند و با مراجعه به افق خاص خود تعيين مىكنند.
2. منظور از يكى بودن شب قدر در سال، اين است كه يك شبانه روز كامل باشد؛ به اين معنا كه در برخى از نقاط كره زمين شب آنها و در برخى نقاط ديگر روز آنها ويژگى قدر را داشته باشد.
نظر يه نخست قوي تر است.
[1] . تفس?ر نور الثقل?ن ،ج5، ص625، حد?ث58. 58- احمد بن محمد عن الحسين بن سعيد عن القاسم بن محمد الجوهري عن على بن أبى حمزة الثمالي قال: كنت عند أبى عبد الله عليه السلام فقال له أبو بصير: جعلت فداك الليلة التي يرجى فيها ما يرجى؟ فقال: في احدى و عشرين أو ثلاث و عشرين قال: فان لم أقو على كلتيهما فقال: ما أيسر ليلتين فيما تطلب، قلت: فربما رأينا الهلال عندنا و جاءنا من يخبرنا بخلاف ذلك من أرض اخرى، فقال: ما أيسر أربع ليال تطلبها فيها قلت: جعلت فداك ليلة ثلاث و عشرين ليلة الجهني «1» فقال: ان ذلك ليقال، فقلت: جعلت فداك ان سليمان بن خالد روى في تسع عشرة يكتب وفد الحاج فقال لي: يا با محمد وفد الحاج يكتب في ليلة القدر و المنايا و البلايا و الأرزاق و ما يكون الى مثلها في قابل فاطلبها في ليلة احدى و عشرين و ثلاث و عشرين و صل فيكل واحدة منهما مأة ركعة و أحيهما ان استطعت الى النور و اغتسل فيهما قال:قلت: فان لم أقدر على ذلك و انا قائم؟ قال: فصل و أنت جالس، قال: قلت:فان لم أستطع قال: فعلى فراشك لا عليك أن تكتحل أول الليل بشيء من النوم، ان أبواب السماء تفتح في رمضان و تصفد الشياطين، و تقبل أعمال المؤمنين، نعم الشهر رمضان، كان يسمى على عهد رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم المرزوق.
[2] . همان، حد?ث 62.
[3] . تفس?ر در المنثور ،ج6، ص371.
[4] . تفس?ر نور الثقل?ن ،ج5، ص626، قسمت? از حد?ث 58.
کدام شب، شب قدر است؟[1]
زمان? که به دهه آخر ماه مبارک رمضان نزد?ک م? شو?م و به ?اد شب قدر م? افت?م و آ?ات سوره قدر را مرور م? کن?م، بار د?گر با پرسش هر ساله خداوند از انسان روبرو م? شو?م که: تو چه دان? که شب قدر چ?ست؟ شا?د به جرئت بتوان گفت که ا?ن پرسش آسمان? تر?ن پرسشها? قرآن کر?م باشد که تا ابد پاسخ م? طلبد و انسان را به تفکر در باب غ?ب وام? دارد. چقدر ساده لوح? است که تصور شود که پاسخ ا?ن پرسش روشن است و خداوند خود در ادامه آ?ه پاسخ آن را واضح ساخته است.
از دل ا?ن پرسش خداوند پرسشها? بس?ار د?گر? متولد شده اند که آنها ن?ز پاسخ م? طلبند. معنا? محصل قدر و تقد?ر و شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح در ا?ن شب چ?ست؟ از د?ر زمان عالمان مسلمان در پ? پاسخ به ا?ن پرسشها زحمات بس?ار? متحمل شده اند. اما تا چه حد موفق شده اند که به پاسخ? قانع کننده برسند جا? تامل دارد. برا? آشنا?? ب?شتر خوانندگان به برخ? از ا?ن پرسش و پاسخها که ممکن است در ا?ن ا?ام برا? هر کس? پ?ش آ?د م? پرداز?م:
1- شب قدر چ?ست؟
شب قدر بر طبق ب?ان قرآن کر?م نام? است برا? شب? که در آن قرآن کر?م بر پ?امبر عظ?م الشان نازل شد و عالم معنا? ب? نها?ت آنقدر فرود آمد تا توانست پا به عرصه عالم ا?ن جهان? با نها?ت گذاشت و با آن پ?وند خورد. خداوند در سوره قدر م? فرما?د: إِنَّا أَنزَلْنَهُ فى لَ?ْلَةِ الْقَدْرِ ، ما ا?ن قرآن را در شب قدر نازل کرد?م.
2- چرا «قدر»؟
گفته شده است که شب قدر را از آن رو «قدر» نام?ده اند که خداى تعالى در آن شب حوادث را تقد?ر و اندازهگ?رى م? کند. به ا?ن معنا که زندگى ، مرگ ، رزق ، سعادت ، شقاوت و چ?زها?ى از ا?ن قب?ل را از آن شب تا شب قدر سال آ?نده مشخص م? سازد. شاهد بر ا?ن معنا را آ?ه سوره دخان دانسته اند که در وصف شب قدر م? فرما?د: انا انزلناه ف? ل?له المبارکه انا کنّا منذر?ن، ف?ها ?فرق کل امر حک?م، امرا من عندنا انا کنا مرسل?ن رحمة من ربک،(44دخان، 2-4)«ما قرآن را در شب? مبارک نازل کرد?م، به راست? که ما هشدار دهنده بود?م، در آن هر کار? استوار ف?صله م? ?ابد. کار? است از جانب ما، ما فرستنده بود?م.» مرحوم علامه طباطبا?? در ذ?ل آ?ه هم?ن معنا را خواسته اند از تحل?ل زبان آ?ه استخراج کنند و م? نو?سند چون فرق به معناى جدا سازى و مشخص کردن دو چ?ز از ?کد?گر است، ا?ن همان تقد?ر و اندازهگ?رى است.[2]
در حد?ث? معتبر امام باقر(ع) در تفس?ر ا?ن آ?ه م? فرما?ند: در ا?ن شب خ?ر و شر، طاعت و معص?ت، مرگ و زندگ? و روز? سال مسجل م? شود. ول? در ع?ن حال مش?ت اله? ن?ز همچنان در کار است.[3]
سؤال? که در ا?نجا مطرح م? شود ا?ن است که اصولاً مقدر کردن امور سالانه به چه معناست؟ چرا سال به سال؟ مگر در علم ازل? خداوند مقدرات عالم نبوده است که احت?اج به انجام آن در شب ها? قدر است. آ?ا عملکرد انسان در ا?ن شبها نقش تع??ن کننده دارد؟ در ا?ن صورت نقش اخت?ار انسان و عملکرد او در قبل و بعد از ا?ن شب، در زندگ? او چگونه قابل توج?ه است؟ آ?ا مقدرات اله? چنانچه قرآن کر?م م? فرما?د از ابتدا? خلقت بوده است:خلق کل ش?ء فقدره تقد?را(25فرقان،2) وکان امر الله قدراً مقدورا(33احزاب،38) و کل ش?ء عنده بمقدار(13رعد،8) ?ا ا?نکه همانگونه که در حد?ث ش?خ صدوق در معان? الاخبار آمده است همه مقدرات تا روز ق?امت در شب قدر انجام گرفته است. ان الله تعال? قدّر ف?ها ما هو کائن ال? ?وم الق?امه[4]?ا به اخبار مربوط به شب قدر توجه کن?م که آن را هر ساله در شب قدر دانسته است. مگر ا?نکه گفته شود ا?ن سه مرتبه از تقد?ر اله? است.
در هر صورت مرحوم علامه شعران? در پاورق? تفس?ر منهج الصادق?ن در ذ?ل آ?ه دوم سوره قدر م? نو?سد: «مقدرات مردم که علم خدا بدان تعلق گرفته است از ازل مب?ن بود، چون علم خدا ازل? است و آنچه خداوند به سبب دعا و اسباب د?گر محو و اثبات م? کند در همه اوقات است و خداوند وعده اجابت را منحصر به شب قدر نساخته است. ا?نکه تقد?ر مقدرات در شب قدر خواهد بود از مشکلات? است که معن? آن بر ما معلوم ن?ست. مگر ا?نکه بگو??م دعا در ا?ن شب به اجابت نزد?ک تر است.»[5]
3- شب قدر در چه ماه? قرار دارد؟
شب قدر به اتفاق ش?عه و سن? ?ک? از شبها? ماه مبارک رمضان است. ا?ن ماه تنها ماه از ماهها? سال است که قرآن کر?م از آن نام برده است. خداوند در سوره قدر م? فرما?د: إِنَّا أَنزَلْنَهُ فى لَ?ْلَةِ الْقَدْرِ ، ما ا?ن قرآن را در شب قدر نازل کرد?م و
در جا? د?گر م? فرما?د: شهر رمضان الذى انزل ف?ه القرآن هدى للناس و ب?نات من الهد? و الفرقان(2بقره،185) ماه رمضان ماه? است که در آن قرآن، برا? هدا?ت بشر، نازل شد. ا?ن کتاب دار? آ?ات راهگشاست و تفک?ک کننده حق از باطل است.
4- اهم?ت شب قدر به چ?ست؟
به احتمال قو? اهم?ت ا?ن شب به اهم?ت حوادث? است که در آن اتفاق افتاده است و به تبع آن در آن اتفاق م? افتد. مهمتر?ن اهم?ت ماه رمضان در ا?ن است که قرآن کر?م، و حت?، (بنابر برخ? روا?ات) د?گر کتب آسمان?، در ?ک? از شبها? آن نازل شده است.[6]برکت ا?ن حادثه چنان وس?ع است که تمام ح?ات بشر را تحت تاث?ر خود قرار داده و ظرف?ت آن را داشته است که انسان را از ت?رگ? و ظلمات به روشن? و نور رهنمون سازد. شب قدر باعث گرد?د تا تار?خ به صورت? د?گر ص?رورت ?ابد و مقدرات عالم به گونه ا? متفاوت رقم بخورد.
ه?چ نعمت بشر به لحاظ اهم?ت به پا? نعمت قرآن که کلام خدا و ظهور حق در عالم ماست نم? رسد. ا?ن نعمت سند سعادت و رستگار? آدم?ان است. شا?د به شکرانه برکت نزول ا?ن متن در در ا?ن ماه مبارک بوده است که به مسلمانان گفته شده است تمام ا?ن ماه را ع?د بگ?رند و در آن روزه بدارند و با قرآن انس گ?رند. باشد که به تقوا?? نائل شوند که در پرتو پاک? ناش? از آن، تمام سال خود را ب?مه کنند.
سفارش به قدر شناس? از ا?ن شب کانون? سال، در دستورات د?ن? ن?ز در هم?ن راستا قابل توج?ه است. که هزار ماه که ?ک عمر طولان? است و تقر?باً برابر حکومت خاندان امو?(1096 ماه) بر ار?که قدرت است با ارزش ا?ن شب که همراه قرآن است برابر? نم? کند،[7]قرآن کر?م ظرف?ت عمل آن شب را معادل ظرف?ت عمل هزار ماه (83 سال و اند?)د?گر، که در آن شب قدر نباشد، اعلام کرده است. عمل خ?ر در ا?ن شبها از عمل خ?ر هزار شب بدون قرآن، افزون است.[8]درها? آسمان در ا?ن شب با فرود قرآن باز شد و در پرتو آن ش?طان در آن شب به زنج?ر شد و اعمال بندگان در آن قبول حق گشت.[9]
5- چه چ?ز قرآن در شب قدر نازل شد؟
در قرآن کر?م واژه «قرآن» هم به معنا? تمام قرآن و هم به معنا? جزء قرآن مورد استفاده قرار گرفته است. هم?ن تنوع استعمال باعث گرد?ده است که مفسر?ن د?دگاهها? متفاوت? در مورد آنچه در شب قدر نازل شد پ?دا کنند. مهمتر?ن ا?ن د?دگاهها عبارتند از:
الف) از نظر افراد? چون محمد بن اسحاق، شعب?، فخر راز?، زمخشر? از اهل سنت و ابن شهر اشوب و ش?خ مف?د، س?د مرتض?، و از معاصر?ن نعمت الله صالح? و محمد هاد? معرفت از ش?عه،: هر امر زمان? و تار?خ?، شروع و آغاز? دارد و شب قدر، شب آغاز نزول قران بوده است. دل?ل ا?ن قول کلام خداوند است که مىفرما?د : و قال الذ?ن کفروا لو لا نزل عل?ه القرآن جملة واحدة کذلک لنثبت به فؤادک و رتلناه ترت?لا . کفار گفتند: چرا قرآن به ?کباره نازل نشد؟ بد?ن سان به ?کباره فرود ن?امده است تا دلت را بدان استوار کن?م و آن را کم کم و پ?اپ? بر خواند?م. و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مکث و نزلناه تنز?لا. قرآن را جدا جدا کرد?م تا بر مردم با درنگ بخوان?، و آن را به تدر?ج نازل کرد?م.[10]
ب) احتمال? را فخر راز? و تعداد? از مفسر?ن د?گر مطرح کرده اند که بر طبق آن: هر سال در ماه رمضان آ?ات مورد ن?از سال بر پ?امبر(ص) نازل شده است. دل?ل آنان عام بودن واژه رمضان است که شامل هر ماه رمضان م? شود.
ج) در ب?ن مفسر?ن و اهل حد?ث سن? و ش?عه مثل طبر?، فخر راز?، س?وط?، ش?خ صدوق، ف?ض کاشان?، ع?اش? و علامه طباطبا?? نظر سوم? وجود دارد که در ب?ن عموم ا?ن نظر مشهورتر است. بر طبق ا?ن نظر قرآن کر?م دو نزول داشته است. ?ک نزول دفع? و ?ک نزول تدر?ج?. آنچه در شب قدر نازل شد، نزول قرآن به طور کامل و دفع? بود. هم?ن قرآن ?کبار د?گر بطور تدر?ج? متناسب با شرا?ط مختلف اجتماع? نازل گرد?د. ا?ن د?دگاه بر طبق روا?ات? تنظ?م شده است که م? گو?د قرآن کر?م شب قدر به ?کباره به ب?ت العزة در آسمان اول[11]?ا ب?ت المعمور در آسمان چهارم نازل شد[12] سپس بر رسول خدا به مناسبت ها? مختلف در طول 23 سال ?ا 20 سال نازل گرد?د.
محدث?ن و اخبار??ن نم? توانند ا?ن احاد?ث را ناد?ده گرفته و از آنها عبور کنند. اما آنچه فرارو? ذهن نقاد وجود دارد سه پرسش است: م?زان صحت سند? ا?ن روا?ات در چه حد است؟ دوم محتوا? آن تا چه اندازه معقول است و نها?تاً فا?ده عمل? نزول دفع? آنهم از جانب خداوند حک?م که کار ب?هوده انجام نم? دهد چ?ست؟
مرحوم نعمت الله صالح? اسناد و محتوا? ا?ن روا?ات را مفصل به نقد کش?ده است و چون بحث? فن? است و ممکن است برا? خوانندگان سودمند نباشد از آن م? گذر?م. خلاصه نقد آقا? معرفت، از محتوا? ا?ن احاد?ث را، به نقل از کتاب «التمه?د» به صورت مختصر م? آور?م. ا?شان م? نو?سد:
1- ش?خ مف?د و س?د مرتض? م? گو?ند: اصولاً روا?ات در فهم قرآن دل?ل تعبد? ن?ستند، چون تعبد در عمل است نه در عق?ده و درک. از آنجا که روا?ات نزول ?کباره، اخبار واحد و گاه متعارض هستند و نه موجب علم است نه مف?د پذ?رش تعبد? در عمل، به آن اخبار اعتنا نم? کن?م.
2- فهم مردم زمان نزول قرآن از واژه قرآن، قرآن کامل نبوده است بنابرا?ن وقت? قرآن م? فرما?د: شهر رمضان الذى انزل ف?ه القرآن هدى للناس و ب?نات من الهد? و الفرقان(2بقره،185) منظور، مطابق فهم مخاطب?ن، تمام قرآن ن?ست.
3- ا?ن قرآن با الفاظ و عبارات و تفص?لات و خصوص?اتش عقلاً نم? تواند ?کجا و در ?ک شب نازل شده باشد.
4- در بس?ار? از آ?ات قرآن اشاره به حوادث گذشته زندگ? مسلمانان مثل مهاجرت، مهاجر و انصار، جنگ بدر و احد و تبوک، مسجد ضرار و …دارد، اگر ا?ن آ?ات در شب قدر نازل شده بود، از نظر ادب? نبا?د با فعل گذشته به کار م? رفت بلکه با?د با فعل مستقبل (آ?نده دور) ب?ا?د. اگر ا?ن آ?ات به چ?ز? که اتفاق ن?فتاده است بگو?د قبلاً اتفاق افتاده است، برا? پ?امبر سخنان? ب? معنا و غ?ر واقع? و کذب نازل شده است.
5- در صورت? که قرآن در شب قدر نازل شده باشد، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مق?د در آن معنا نداشت.
6- ا?نکه قرآن در شب قدر به از ?ک جا?گاه بلند به جا?گاه بلند د?گر مثل آسمان چهارم برسد چه اهم?ت? دارد که خداوند در قرآن کر?م ا?ن حادثه را از هزار ماه برتر بداند.
تمام ا?ن اشکالات بر نظر?ه سوم وارد است، مگر ا?نکه گفته شود: قرآن شب قدر، با قرآن فعل? تفاوت داشته است. بنابرا?ن برا? فرار از ا?ن انتقادات، برخ? از علما? د?ن دست به تاو?ل روا?ات زده اند. ش?خ صدوق در کتاب اعتقاداتش بدون ه?چ دل?ل? م? گو?د: همه قرآن در آن شب نازل نشد بلکه تنها علم? اجمال? از قرآن به پ?امبر(ص) داده شد. ف?ض کاشان? ن?ز، بدون ه?چ دل?ل نقل?، ول? با ?ک تاو?ل ذوق? در تفس?ر صاف? م? گو?د: ب?ت المعمور همان قلب پ?امبر بوده است و آسمان چهارم مرتبه چهارم عالم ماده است. او جماد، نبات و ح?وان را سه آسمان و مرتبه انسان?ت را به مرتبه آسمان چهارم تاو?ل کرده است. علامه طباطبا?? در تفس?ر الم?زان برا? نزول دفع? و تدر?ج? دو استدلال ارائه کرده اند. ?ک? استدلال لغو? و د?گر استدلال? عقل?. در استدلال لغو? م? گو?ند: فرق م?ان انزال و تنز?ل ا?ن است که انزال به معناى نازل کردن دفعى و ?ک پارچه است ، و تنز?ل به معناى نازل کردن تدر?جى است. استدلال دوم ا?نکه: کلمه( قرآن ) اسم کتابى است که خداى تعالى آنرا بر پ?امبر گرام?ش محمد (صلىاللهعل?هوآلهوسلّم) نازل کرده ، و به ا?ن جهت آن را قرآن نام?ده که خواندنى شد. قرآن دارا? مراتب? است: ?ک مرتبه وجود حق?ق? و د?گر مرتبه وجود ظاهر?، وجود ظاهر? آن در قالب الفاظ است[13] ول? وجود باطن? آن کل واحد? است که بر قلب پ?امبر(ص) در شب قدر نازل شده است.
مهمتر?ن پرسش? که از تاو?ل کنندگان اخبار نزول دفع? م? پرس?م ا?ن است که: آ?ا خداوند وقت? م? خواهد از ماه رمضان و شب قدر و مسئله نزول قرآن در آن شب سخن بگو?د به هم?ن قرآن در دست مردم اشاره م? کند ?ا قرآن پنهان از چشم مردم و متفاوت که کس? به آن دسترس? ندارد؟ به چه دل?ل ش?خ صدوق «قرآن» را نه خود قرآن بلکه علم اجمال?
به قرآن معنا م? کند؟ چه دل?ل? وجود دارد که ب?ت المعمور همان قلب پ?امبر(ص) است؟ چرا مرحوم علامه منظور از قرآن را نه خود قرآن بلکه وجود باطن? دور از دسترس همگان تلق? کرده اند؟ حال آنکه خداوند حک?م به هنگام سخن گفتن با بندگان خود از آنچه قابل فهم مخاطب?ن است به عنوان قرآن نام م? برد. از طرف د?گر در پاسخ به استدلال لغو? مرحوم علامه با?د گفت: اکثر?ت قاطع آ?ات? که با واژه انزال در قرآن به کار رفته است، ظهور در نزول تدر?ج? دارند نه آنگونه که ا?شان خواسته اند از لغت استفاده کنند و بگو?ند انزال به معنا? نزول دفع? است. مثلاً ا?ن آ?ه که مخاطب آن عموم مردم هستند، چگونه قابل حمل بر نزول دفع? است؟ لقد انزلنا ال?کم آ?ات مب?نات.(24نور، 34) ما برا? شما آ?ات? روشن نازل کرد?م.
6- شروع قرآن در شب قدر (ماه رمضان) بوده است، ?ا هنگامه بعثت (ماه رجب)؟
متفقاً گفته شده است که اول?ن وح? بر پ?امبر پنج ا?ه اول سوره علق بوده است. اگر ا?ن آ?ات بنابر گفته اهل سنت در شب قدر و در ماه مبارک رمضان نازل شده باشد مشکل? پ?ش نم? آ?د ول? اگر بنا بر قول مشهور نزد ش?عه بعثت رسول الله را 27 رجب بدان?م، جمع ب?ن بعثت در ماه رجب و نزول قرآن در ماه رمضان بس?ار دشوار است. توج?ه ها?? م? توان داشت: 1- بگو??م 27 رجب قرآن نازل نشد، بلکه فقط مژده نبوت به ا?شان داده شد و در ماه مبارک رمضان اول?ن آ?ات بر پ?امبر(ص) نازل گرد?د. 2- ا?ات سوره علق در ماه رجب بر پ?امبر اکرم(ص) نازل شد. اول?ن سوره کامل ن?ز سوره حمد ?ا فاتحه الکتاب(پ?شگفتار کتاب) بوده است که ممکن است در همان اوا?ل بعثت برا? نماز پ?امبر فرود آمده باشد. پس از ط? دوره فترت که گفته اند وح? بر پ?امبر نازل نشد در شب قدر اول?ن آ?ات قرآن همچون سوره مدثر بر پ?امبر اکرم(ص) نازل گشته باشد. 3- تغ??رات? که هر دو سال ?کبار توسط قر?ش تحت عنوان نس?ء در ماهها? حرام انجام م? شد و قرآن کر?م
در اواخر عمر پ?امبر آن را ممنوع فرمود[14] باعث اختلال در ماهها گشته است. بر ا?ن اساس محتمل است که آن سال رجب در ماه رمضان بوده است.
7- شب قدر کدام شب از ?ک از شبها? ماه مبارک رمضان است؟
در کتب روا?? ش?عه و سن? احاد?ث بس?ار? در مورد شب قدر وجود دارد. س?وط? در تفس?ر خود، دّر المنثور، حدود 85 روا?ت در مورد شب قدر آورده است. در غالب ا?ن روا?ات آمده است که شب قدر در دهه آخر ماه مبارک رمضان و در ?ک? از شبها? فرد آن است که با روا?ات ش?ع? توافق دارد. ا?ن روا?ات شب 21، 23، 25، 27، 29 را شب قدر دانسته است.
طبر? در تفس?ر خود نقل م? کند که کل قرآن در شب 24 رمضان نازل شد. (ج1، ص80) س?وط? در در المنثور هم هم?ن را گفته است. در تفس?ر ع?اش? ن?ز از ش?عه ا?ن روا?ت از امام صادق نقل شده است که شب نزول قرآن شب 24 است. اما روا?ت شب 24 و 30 با فرد بودن شب قدر سازگار ن?ست. از ب?ن شب ها? فرد، ب?شتر?ن روا?ات اهل سنت مربوط به شبها? 23 و 25 و 27 است.[15] در روا?ات صح?ح ش?عه شبها? 21 و 23 ب?شتر?ن مو?دات را دارد و شب 23 ماه رمضان از قوت ب?شتر? برخوردار است.[16] اما در مورد شب 19 با?د گفت کمتر?ن تا??د? از نظر روا?ت ندارد. مرحوم کل?ن? در کاف? سه روا?ت در مورد شب 19 نقل کرده است که دو روا?ت ضع?ف و ?ک روا?ت صح?ح است[17] و در هر سه گفته شده است که شب 19 مقدمه شب قدر است. پس با ?ک روا?ت صح?ح غ?ر صر?ح، نم? توان به شب قدر بودن شب 19 اعتقاد پ?دا کرد. بعلاوه ا?نکه روا?ات ز?اد? از ش?عه و سن? نقل شده است که شب قدر در دهه آخر ماه مبارت رمضان است[18]که شامل شب 19 نم? شود. ه?چ ?ک از روا?ات نقل شده در مورد 19 ن?ز صر?حا نگفته است که شب 19، شب قدر است. بنابرا?ن شب قدر که قرآن در آن نازل شده است نم? تواند، شب 19 ماه مبارک رمضان باشد.
به نظر م? رسد علت ا?نکه مردم ا?ران ب?شتر?ن اهتمام را به شب نوزدهم و ب?ست و ?کم دارند و کمتر از آن دو شب، به شب 23، که طبق روا?ات ش?عه شب قدر بودن آن ب?شتر محتمل است، توجه دارند ارتباط آن با ضربت خوردن مولا? متق?ان عل? عل?ه السلام است. شب قدر شب مبارک? است و شب شهادت شب حزن و اندوه است.
8- چرا شب قدر مشخص نشده است؟
دسترس? به هر امر ارزشمند هز?نه خود را دارد و هر چه چ?ز? ارزشمند تر باشد هز?نه آن هم ب?شتر است. چ?ز? که ارزش آن از هزار ماه ب?شتر است نبا?د به راحت? در اخت?ار افراد قرار گ?رد، چرا که باعث م? شود تا ارزش آن کمتر شود. پس احتمالاً پنهان بودن ا?ن شب در شبها? ماه رمضان و عدم وضوح شب قدر برا? گستردگ? و افزا?ش عبادت بندگان و انس ب?شتر آنان با خداوند بوده است.
در هر صورت معصوم?ن شب قدر را مردد ب?ن چند شب نقل کرده اند.[19] و پ?امبر اکرم(ص) همه دهه آخر ماه مبارک رمضان را ب?دار بودند و رختخواب خود را جمع م? فرمودند و خانواده خود را ب?دار نگاه م? داشتند و به عبادت م? پرداختند[20] به خوب? روشن ن?ست که عدم تشخص شب قدر فقط مربوط به غ?ر معصوم?ن است[21] ?ا برا? معصوم?ن ن?ز از امور غ?ب? محسوب م? شده که برا? آنان آشکار نبوده است و اگر از پنهان بودن آن غرض? داشته اند ا?ن مقصد و فلسفه شامل حال معصوم?ن ن?ز م? شده است.
9- شب قدر به زمان نزول اختصاص دارد ?ا هر سال تکرار م? شود؟
با وجود? که شب قدر اصالتاً همان سال اول نزول قرآن بوده است ول? قرآن کر?م م? فرما?د: تنزل الملائکه و الروح، فعل مضارع تکرار و استمرار را م? رساند ?عن? شب قدر منحصر در آن شب نزول قرآن در همان سال ن?ست، بلکه با تکرر سنوات آن شب هم مکرر مىشود. روا?ات و عملکرد معصوم?ن ن?ز بر ا?ن نکته تاک?د دارند که هر سال در همان هنگام نزول قرآن، شب قدر? تکرار م? شود[22]و فرشتگان و روح در آن نازل م? شوند.[23] به تعب?ر امام صادق(ع)ل?له القدر ه? اول السنه و ه? آخر السنه.[24]
پس در هر سال قمرى، در ماه رمضان شب قدرى هست با ا?ن تفاوت که در آن شب د?گر قرآن نازل نم? شود بلکه تنها فرشته و روح فرود م? آ?ند، و رحمت اله? را بر بشر فرود م? آورند ول? چگونگ? آن به درست? و روشن? معلوم ن?ست.
10- حوادث منقول در مورد شب قدر طبق چه افق? اتفاق م? افتد؟
اختلاف افق در شهرها گاه? تا سه شب متفاوت است و در ا?ن حالت سه شب، شب 23 ماه مبارک رمضان است. حال پرسش ا?ن است که آ?ا هر سه شب شب قدر است و در هر سه شب قرآن نازل شده است و مقدرات در هر سه شب، بنابر افق آدم?ان تع??ن م? شود و در هر سه شب عمل صالح ثواب عمل هزار ماه دارد ?ا آن که شب قدر مطابق با افق? است که قرآن در آن نازل شده است؟ با?د اعتراف کرد که پاسخها به ا?ن پرسش قانع کننده ن?ست. پس آ?ا برا? درک شب قدر راه? جز پاس داشتن همه ا?ن شبها وجود دارد؟
[1] www.baztab.com کد خبر : 50720
[2] محمد حس?ن طباطبا??، ج2، ص18-25
[3] محمد بن ?عقوب کل?ن?، کاف?، دارالکتب الاسلام?ه ج4، ص157، ح6، تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص631، ح 86-81
[4] ش?خ صدوق، معان? الاخبار، انتشارات جامعه مدرس?ن، 1429، ص429
[5] ملا فتح الله کاشان?، منهج الصادق?ن، کتاب فروش? اسلام?ه، چ چهارم، 1346،ج10، ص303
[6] کاف?، ج4، ص157، ح7
[7] کاف?، ج4، ص157، ح10 و تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص621، ح43 و 44
[8] کاف?، ج4، ص157، ح4 و 6? تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص632، ح89-94
[9] در المنثور، و کاف?، ج4، ص157، ح2
[10] 25فرقان، 32 و 17اسراء،106
[11] انزل القرآن ل?له القدر جمله واحدهً ال? السماء الدن?ا و وضع ف? ب?ت العزّة ثم انزل نجوماً عل? النب? ف? عشر?ن سنه. الاتقان، ج1، 39-49
[12] اب? نصر محمد بن مسعود بن ع?اش، ج1، ص80، المکتبه العلم?ه الاسلام?ه نزل القرآن ف? شهر رمضان ف? ل?له القدر جمله واحدهً ال? الب?ت المعمور ف? السماء الرابعه ثم نزل من الب?ت المعمور ف? مده عشر?ن سنه و ان الله اعط? نب?ه العلم جملهً. اعتقادات الصدوق، باب 31
[13] کتاب اُحکمت آ?اتهُ ثم فصّلت من لدن حک?م خب?ر(هود، 1) انه ف? اُم الکتاب لد?نا لعل?ٌ حک?م. (زخرف، 4) انه قرانٌ کر?م ف? کتاب مکنون لا ?مَسُّهُ الا المطهرون (واقعه،77-79) لقد جئناهم بکتاب فصَّلناهُ عل? علمٍ (اعراف، 52)
[14] انما النس?ء ز?اده ف? الکفر ?ضل به الذ?ن کفروا ?حلونه عاماً و ?حرمون عاما ل?واطئوا عده ما حرم الله ز?ن لهم سوء اعمالهم. 9توبه،37
[15] جلال الد?ن س?وط?(911)، الدر المنثور، دار اح?اء التراث العرب?، ص522-533
[16] کاف?، ج4، ص156، ح1? تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص619، ح33و ص625، 55 و 57و58 و ص626، ص61 و ص627، ح66 و67 و ص628، ح70 و 71
[17] کاف?، ج4، ص157، ح 8 و 9 و12? حد?ث اول عبد الله بن مومن مختلف ف?ه است. حد?ث سوم ن?ز عده من اصحاب عن رجل نقل کرده اند که حد?ث مرسل است.
[18] کاف?، ج4، ص157، ح6، نور الثقل?ن، ج5، ص625، ح56 وص626، ح59
[19] تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص626، ح60
[20] تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص629، ح78
[21] تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص639، ح105
[22] تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص626، ح59
[23] تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص637، ح104
[24] کاف?، ج4، ص157، ح11 و تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص627، ح63
ارتباط شب قدر با حالات اشخاص
پرسش:
آ?ا شب قدر برا? همه ?ک شب است ?ا هر کس شب قدر خود را دارد ؟ آ?ا مبارک بودن شب قدر امر? مستقل از شخص و حالات شخص است ?ا ا?ن که بستگ? به آن دارد ؟
پا?گاه حوزه5837، 5837
پاسخ:
شب قدر برا? همه ?ک شب است، ارتباط? به حالات و روح?ات افراد ندارد و از نظر مدارک و دلا?ل د?ن? مسلم است که «شب قدر» اختصاص بهزمان پ?امبر اکرم (ص) و مح?ط حجاز نداشته و در همه زمان ها و برا? همه نقاط مختلف «شبقدر» با همه عظمت و اهم?تش وجود داردتصور? ممکن است پ?ش آ?د که منظور از?ک? بودن شب قدر در تمام سا
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور